تبليغاتX
اّزادی اندیشه
اینکه اوباما چگونه از زیر بار این مسولیت خطیر در آید  آیا او پس ازچهار سال باز همان محبوبیت را دارد یا

 نه موضوعی است که آینده آن را نشان خواهد داد .ولی به واقع امروز روز مانور دموکراسی در جهان بود .

امروزه نمایش توان نظامی و اینکه موشکهای دور برد ما تا چه فاصله ای را هدف قرار میدهد ویا چند

هواپیمای جنگنده میتوانیم به پرواز در آوریم دیکر مطرح نیست .امروز قدرت در توان نمایش دموکراسی

است.مراسم سوگند چهل وچهارمین رییس جمهور آمریکا در واقع بزرگترین مانور دموکراسی قرن بشمار

 می آید.

به غیر از خود اوباما که خود نمادی از همگونی نژاد .مذهب است حاشیه این مراسم خود نیز گواهی بر

 این مدعا است گروه موزیکی که قبل از سخنرانی اوباما اجرای برنامه نمودند ترکیبی بود از نژادهای 

گوناگون از یویوما نوازنده ویالون سل با پیشینه آسیایی گرفته تا نوازنده سیاه پوست کلارینت به همراه

ویالونیست سفید پوست و نوازنده زن پیانو که آثاری از جان ویلیامز را اجرا میکردندهمگی تلفیقی بودند

از گوناگونی نژاد و جنسیت.

ما در هیچ کشور دیگر این قدرت دموکراسی را نمیتوانیم ببینیم .و چه همگونی داشت  این تاریخ که فقط 

 یک روز پس از تولد سمبل مبارزه با نژاد پرستی مارتین لوترکینگ بود.

بقول خود اوباما ۶۰سال پیش یک سیاه پوست حتی نمیتوانست در یک رستوران کار کند و حال برای

 ریاست جمهوری قسم یاد میکند براستی رمزه این موفقیت با این سرعت در چیست؟ 

همانگونه که تصور یک مانور نظامی قوی با پرواز هزار جت جنگنده در مورد کشوری ضعیف مانند اتیوپی یا

 سنگال دور از ذهن است تصور اینچنین دموکراسی نیز در مورد خیلی از کشورها دور از واقغیت مینماید

در کدام سرزمین روسیه وآلمان ویا انگلستان ؟میتوان چنین انتظاری داشت .ویا در ایرانی که به موازات

این آموزه دموکراسی سرهایی  را بر دار کرد  و قانون منع پوشیدن چکمه را صادر نمود.

امروزه اگر میخواهید با آمریکا مقابله کنید بیایید در رسیدن و پیشی گرفتن در آزادی رقابت کنید وبیایید در

 نشان دادن دموکراسی گوی سبقت را ببرید وگر نه  داد وبیداد از دور  و بستن دفاتر حقوق بشر و

قایق به آب انداختن و موشکهای رنگ وارنگ  هوا کردن نمایشی از قدرت نیست.

 

+ نوشته شده توسط شورای سردبیری در سه شنبه یکم بهمن 1387 و ساعت 23:29 |
لغو قرارداد تقسيم ايران از سوي لنين - سوء استفاده انگلستان از نا آگاهي ايرانيان و ضعف شديد وطندوستي دولتمردان وقت
لنين

از يازدهم تا چهاردهم دسامبر سال 1917 (دهه آخر آذر 1296 هجري خورشيدي) دولت انقلاب بلشويكي (توده اي) روسيه در چند اعلاميه جداگانه قراردادهاي تحميلي دولت تزاري روسيه به ايران و امتياز هاي كسب شده از ايران را لغو و از بدهي هاي پولي ايران به روسيه صرف نظر كرد.
     لنين شخصا در اعلاميه اي كه در 14 دسامبر 1917 به امضاي او صادر شده بود عهدنامه اوت سال1907 انگلستان و روسيه داير بر تقسيم ايران به دو منطقه نفوذ و يك منطقه بي طرف في مابين و ضمائم محرمانه آن را ساقط از درجه اعتباراعلام داشت و تاكيد كرد كه هرگونه قرادادي كه با استقلال، حاكميت ملي، تماميت ارضي و آزادي ايرانيان مغايرت داشته و آن را محدود كند از اين لحظه بي اثر و كان لم يكن است و همه را پاره كرده و ديگر وجود خارجي كه بتوان به آنها استناد كرد نخواهند داشت.
    مقامات مفلوك و ناآگاه دولت وقت تهران غفلت كردند كه بخواهند؛ اکنون که نظام تزاري روسيه از ميان رفته ، قراردادهاي گلستان و تركمن چاي كه با ميانجي گري انگلستان تنظيم شده بود لغو و مناطق متصرفه به وطن بازگردانده شوند. ترديد نبود دولت انقلاب روسيه كه در آن زمان در مناطق شمال ارس با دشواري هاي متعدد رو به رو بود اين خواست را مي پذيرفت.
    در پي اعلاميه لنين ، تروتسكي به عنوان كميسر نيروهاي مسلح روسيه اعلام داشت كه به واحدهاي نظامي روسيه كه بر طبق عهدنامه انگلستان و روسيه مبني بر تقسيم ايران در اين كشور مستقر شده اند دستور خروج فوري از ايران را داده است.
    سران انقلاب روسيه سپس براي جلب اعتماد ايرانيان به حرفهاي خود « براوين » ديپلمات روسيه را به تهران فرستادند تا افكار عمومي ايران را حضورا از ماوقع آگاه سازد و به عنوان نماينده سياسي روسيه در ايران بماند.
    20 روز پس از اعلاميه لنين نيروهاي روسيه به فرماندهي ژنرال باراتف ايران را ترك گفتند . در همان روز كه آخرين واحد روس از ايران خارج مي شد ، نيروهاي انگليسي چند شهر را در كرمانشاه تصرف كردند كه دولت وقت ايران بالاخره به خود جرات داد و در بهمن همين سال از دولت انگلستان خواست كه با توجه به لغو عهدنامه دوجانبه 1907 از سوي لنين كه با كنار رفتن يك طرف قضيه ، از صورت عهدنامه خارج شده است لندن هم لغو آن را اعلام دارد و نيروهاي انگليسي را از قلمرو ايران بيرون برد ، واحد« اس پي آر »را كه افراد آن ايراني ولي مزد بگير انگلستان و زير نظر افسران انگليسي هستند منحل سازد ؛ به علاوه ، باشركت نمايندگان ايران در مذاكرات صلح ورساي مخالفت نكند و بپذيرد كه از كالاي انگليسي وارده به ايران عوارض گمركي گرفته شود و دخالت خود را در امور گمركي ايران تعديل كند و درآمد گمركات را پس از برداشت اقساط طلب خود به ايران مسترد دارد. بد بختي بزرگي است كه يك دولت باستاني بر گمركات خود هم حق دخالت نداشته باشد.
    دولت انگلستان درست يك سال بعد ( آذر ماه 1297) وعده تحويل« اس پي آر» را به ايران و لغو قرار داد 1907 را داد كه بعدا معلوم شد كه اين را هم به خاطر قرارداد در دست تهيه سال 1919 معروف به قرار داد وثوق الدوله انجام داده بود تا بدون رقيب همه ايران را تحت الحمايه و تحت سرپرستي خود قرار دهد كه چون مجلس قرار داد تازه را رد كرد و مردم با پيدايش روشنفکران مستقل متوجه نيرنگها و نيز رشوه گيري وثوق الدوله براي امضاي قرار داد شدند از طريق ديگر وارد عمل شد و آن ، راه اندازي كودتاي 1299 خورشيدي ( فوريه1921ميلادي ) بود و ....

 

بر گرفته از سایت روزانه ایرانیان هیستوری

+ نوشته شده توسط شورای سردبیری در جمعه بیست و دوم آذر 1387 و ساعت 8:5 |
 

پیرامون اظهارات اخیر جناب دکتر یزدی در خصوص خروج اصل ولایت فقیه از قانون اساسی کشور .ابتدا

باید به ایشان یادآور شدکه  سی ساله ازعمر انقلاب اسلامی میگذرد .ای یاور انقلاب ای کاش کمی

زودتر  بیاد آن می افتادی این ملک طی ده سال حکومت آیت ا..خمینی از قتل و عامهای شهریور ۶۷

گرفته تا ۸ سال جنگ فرسایشی واز شلاق زدنها  بر سر تا خوردن ماهی خاویار تا حکم ارتداد بر اثر

 انتخاب الگوی ژاپنی برای زنان که بگذرد دو دوره ریاست جمهوری آقای خامنه ای دو دوره آقای

رفسنجانی دو دوره آقای خاتمی و حال که دست بگریبان آقای احموی نژاد است.جناب دکتر سی سال

گذشت ای کاش رودتر بفکر می افتادید و به این مهم فقط به یک مقاله در نشریه تان اکتفا نمی نمودید

ای کاش به جای پارلمان مالزی این را بر بام مدرسه علوی میگفتید این ملت در طی این مدت ستمها به

 خود دید آن رمان که روشنفکران ودگر اندیشان قطعه قطعه میشدند آن زمان که دانشجویان از ساختمان

خوابگاها پرت میشدند آن زمان که وبلاگ نویسی را بر دار میکردند.چرا آن موقع که بر مسند بودید به این

نتیجه نرسیدید؟ و حال چرا آنجا در مالزی ؟ مگر میهن خود چه بود؟

حال که ولایت به ولایت مطلقه تبدیل شد حال که چاله به چاه بدل گشت؟ زهی خیال باطل که این آب که

 ریخته شد دیگر باز منی گردد مگر با براه افتادن جویباری از خون .

رهبری انقلاب در بهمن ۵۷ میدانست که اگر ریاست دولت و باقی سمتهای حکومتی را تماما بین

روحانیون توزیع کند همانگونه که بعدا این کار را نمود بازتابی نا خوشایند در جامعه تاره دگردیسی شده

 ایران دارد  با زیرکی و طرحی از پیش تایین شده از اشخاصی استفاده نمود که به تشخص تحصیلات و

میهن پرستی مشهور بودند .مدتی بعد پس از اینکه جایگاه خود را مستحکم ساخت آنان را نیز ار گردونه 

خارج گردانید .

روی سخن من با شماست جناب دکتر اگر قرار است همواره روشنفکران ما از هر کس رو دست بخورند

 پس تکلیف مردم عادی چیست؟ و یا اساسا  تفاوت بین مصلحان و روشنفکران ما که هدایتگر توده

 مردم هستند با افراد عادی چیست؟

اکنون این ملت تاوان اشتباهات شماها را پس میدهند. باز هم جای تقدیر دارد پس این همه به این

نتیجه رسیدید که اساسا ولایت فقیه چیزی جز نوع دیگر و بلکه بدتر و ایدیلوژیکی تر دیکتاتوری نیست

لا افل از تجارب خود در اختیار دوستان مالزیایی خود قرار دهید تا آنان حداقل پس از سی سال به این

نتیجه نرسند.

این خاک نفرین شده همیشه باید آموزه دیگران باشد.از آن همه تاخت وتاز وتاراج وویرانی فقط برایمان

تجربه ها ماند تجربه هایی که هرگز از آن استفاده نکردیم و نمی کنیم .و باز شبتان بخیر که یادتان آمد بر

این ملت چه رفته است و امید وارم بدانید چقدر سهم شماست .

+ نوشته شده توسط شورای سردبیری در چهارشنبه بیستم آذر 1387 و ساعت 22:26 |
با انقلاب ۵۷ فصل تازه ای از سانسور در ایران آغاز گردید .در ابتدا به بهانه حفظ ارزشهای اسلامی و

انقلابی و بعد با شروع جنگ بهانه ای دیگر بدان اضافه گردید و آن حفظ مسایل نظامی بود .

سانسور از رادیو و تلویزیون شروع و به روزنامه ها و نشریات گسترده  گشت. دفاتر مجلات و نشریات

تعطیل شدند تا پدیده سیاه سانسور شکل تازه ای بگیرد.

سانسور که از کلمه لاتین Censere گرفته شده است به مجموعه ای از استانداردهای مشخص وواضح

اشاره دارد که مخفی و محرمانه نیستند .

سانسور در واقع جلوگیری از نشر و پخش اطلاعات است که ضمن اینکه عمومی است وهمه از آن با 

اطلاع اند ولی انعکاس آن قبح آن را از بین میبرد. این تعریف اولیه سانسور است   یعنی به فاش ننمودن

 یک نقشه جنگی و یا جلوگیری  از بیان کردن بخشی از زندگی کاملا شخصی افراد سانسور گفته

نمیشود.

سانسور در مجموع امروزه در زمره کلمات منفی قرار دارد و در معانی عرفی به مجموعه هنجارهای

اجتماعی که قابلیت انتشار ارایه به اجتماع را داشته ولی بدلیل عدم همخوانی با مصالح حکومتها ویا

ارگانهای وابسته به آن از نشر  آن جلوگیری بعمل میاید اطلاق میگردد. 

 عمده ترین قشری که سانسور گریبانشان را میگیرد هنرمندان نویسندگان و پاره ای از

سیاستمدارانند. در این میان بسیار خالی بود جایگاه روزی که تحت عنوان روز مبارزه با سانسور اطلاق

 گرددو حال که این مهم توسط کانون نویسندگان ایران صورت پذیرفت ضمن اینکه از نامگذاری ۱۳آذر بعنوان

 روز مبارزه با سانسور حمایت میکنیم جا دارد تا یاد  جان باختگان این کانون محمد مختاری و محمد جعفر

 پوینده را گرامی بداریم.

مبارزه با سانسور مبارزه با استبداد و تمامیت خواهی استمبارزه با تنگ اندیشی کج اندیشی و    

خرافه گرایی است راهی که ما را از کوچه پس کوچه های دموکراسی به آزاد راه آن خواهد رساند و چه

 نیکوست این روز که فقط سه روز پس از آن بزرگ روز دانشجوست تا که آذر ماه را به ماه بزرگ مبارزه با

استبداد و واپس گرایی تبدیل کند.

و اما سانسور در میهن ما تاریخی بس کهن دارد حک.متهای توتالیته و احزاب رادیکال در طورتی که

نتوانند با سانسور به خواسته های خود برسند دست به چاقو میشوند وترور میکنند وشکم میدرانند ولو

در خود کاخ دادگستری و عدلیه باشد. ترور خود نیز نوعی سانسور شدید است به معنای خعه کردن صدا

در گلو .سانسورچی ابتدا تکه ای از مقاله ویا فیلم ویا تیتری را از روزنامه حذف میکند سپس کل فیلم یا

روزنامه را تعطیل میکند پس از آن نویسنده یا کارگردان ویا شخص مربوطه را هدف گرفته او را در خلوت

تهدید تنبیه ویا اعدام میکند سپس اگر اعتراضی شد  به خیابانها میریزند و خوابگاهها را میسوزانندو

فرزندان این ملک را از ساختمان به پایین پرتاب میکنند.و حالا که با نقاب بر مودم می تارانند.معلوم

نیست در کشوری که پلیس آن وظیفه حفظ امنیت و آرامش را بر عهده دارد و کاری قانونی انجاه میدهد

چه نیازی به استفاده از نقاب مانند جلادان قرون وسطایی دارد مگر اینان خبطی مرتکب میشوند که نباید

 دیده شوند.

ودر پایان سانسورچی به قدرت مطلقه ای تبدبل نیشود که کس را یارای مقابله با ان نیست. این است

 ضرورت داشتن روزی برای مبارزه با سانسور .

 

+ نوشته شده توسط شورای سردبیری در چهارشنبه بیست و نهم آبان 1387 و ساعت 6:4 |
    

با روی کار امدن دولت احمدی نژاد بازار خرافات نیز رونق گرفت  از تایید وزرا توسط ولی عصر و  فرستادن

فهرست نمایندگان به چاه جمکران تا هاله نور به دور گریبان چرکین رییس جمهور .همه و همه نیت بر این

 داشتند تا سیاستهای پر از اشتباه دولت را به ماورا طبیعت نسبت دهند

امروزه این پدیده یعنی خرفات گریبان  متولیانش را گرفته است از هر گوشه و کنار کشور مدعیان ارتباط با 

 امام دوازدهم سر برون آورده اند .گاه خود را همسر وی وگاه معاون و گاه نیز خود او قلمداد نموده اند.

دادستان عمومي و انقلاب قم   از بازداشت 5 مدعی دروغين دیگر مهدويت در استان قم خبر داد. این 5

نفر طی ماه‌های اخیر ادعا کرده بودند امام دوازدهم، سیزدهم یا چهاردهم! هستند و با شیادی، مریدانی

 را نیز برای خود دست و پا کرده بودند. دیگری ادعا میکند  امام دوازدهم است و

تعداد قابل ملاحظه‌ای از افراد ناآگاه و عامی را تحت تاثیر قرار داده .  به سمت جمكران نماز

می‌خواند و کتابی تحت عنوان «القائم» را سر هم کرده  که تعدادی از مراجع تقلید پس

از ملاحظه این کتاب، حکم «ارتداد» وی را صادر کرده‌ و او را «مفسد فی الارض» دانستند.و باز اعدام این

پدیده شوم و تلخ اجتماعی .

ظرف چند سال اخیر تعداد شیاداتی که ادعای امامت یا ارتباط با امام زمان می‌کنند به نحو نگران ‌کننده‌ای

افزایش یافته و تعداد افراد ساده و عوامی که جذب خرافات مذهبی می‌شوند نیز بیشتر شده است. در

بهمن ماه سال گذشته در سقز، زنی پیدا شد که خود را حضرت خدیجه معرفی می‌کرد.

خانمی به نام «فریده گ.» نیز ادعا کرده بود با امام زمان (عج) ازدواج کرده و همسر ایشان است که

  بازداشت شد و تاکنون در زندان به سر می‌برد. پیدایش فرقه‌ای به نام امام سیزدهم و اعلام

 وجود حدود 10 نفر در شهر مذهبی قم که مدعی ارتباط با امام زمان بودند از جمله نشانه‌های این آفت

 است

 نه تنها تعداد مدعیان امامت یا ارتباط با امام زمان (عج) به نحو قابل ملاحظه‌ای افزایش یافته که فعالیت

 رمالان، دعانویسان دروغین و جادوگران نیز مخصوصاً در شهرهای مذهبی نظیر قم و مشهد آشکارا

بیشتر شده است.

در روزگاری که دنیا در پی حل بحران اقتصاد جهانی است و در حالی جهان بدنبال برقراری صلح برای

 تمامی مردم دنیاست و روز به روز بر فن اوری های علمی جهان افزوده میگردد ما در پی تصورات بی پایه

 و اساس و  خیال گونه حکمرانان ملک خویش هستیم .

اینان بر این باورندکه با سلاح خرافات میتوانند مردم را از ملی گرایی و آرمان گرایی وسوق به سوی

 سکولاریسم وآزاد اندیشی و مقابله بر سر احقاق حقوق از دست رفته خود باز دارند

این پتانسیل عظیم اجتماعی به جای صرف توان و انرژی خود برای رسیدن به تواناییهای علمی و اقتصادی

برای برون رفت از فشارهای اقتصادی و اجتماعی به سوی خرافات سوق میابد.

هنگامی که حکومتی بر آن است تا ملتی را از اصل و اصالتش و تاریخش دور سازد و آن سان که بر مقبره

اولین پادشاه آن ملک که مایه فخر ملتی است آب میبندند. ملکی که در آن لیبرالیسم و سکولاریسم

جرم

 محسوب میگردد و وبلاگ نویسی را بر آنچه می اندیشد بر دار میکنند تاچشمان کودکی بر راه و نگاه

همسری تا ابد خیره به در بماند.  مسلم است که باید منتظر چنین محصولی از این کشتزار سر در گم

باشیم. وامروز حکم به اعدام مدعیان دروغین ارتباط با امامان دهند چرا که خود بیماری را به عمد به این

 ملت مبتلا نموده اند  نمی توانند براحتی آن را درمان نمایند و سنگی را که به چاه انداخته اند به

 

سادگی نتوان برون کشید .که خود کرده را تدبیر نیست.

 

 

با استناد به سایت خبری شهاب نیوز

و ایران پرس نیوز

 
 
                           
+ نوشته شده توسط شورای سردبیری در سه شنبه بیست و یکم آبان 1387 و ساعت 6:9 |

دعوت به گردهمایی در روز 10 ارديبهشت مقابل سفارت امارات(جمعی از جوانان جبهه ملی ایران)

 

هموطنان عزيز !

تحولات و رخدادهاي سياسي در منطقه با سرعت بسيار بر عليه منافع ملي ايران مي گذرد بي آنكه حاكميت، اندك وقعي به آن نهد. كشور نوپاي امارات كه روزگاري به رسميت شناخته شدنش در گرو امضا كشور ايران بود امروز با پشتیبانی اتحاديه عرب و برخی ابرقدرتهای جهان چشم طمع به خاك اين سرزمين داشته و مترصد فرصت و خطاي مسئولان جمهوري اسلامي است تا به بهانه آن بخشي از اين آب و خاك را از ميهن عزيزمان جدا نمايد .

 

هم ميهنان گرامي !

يكي از خاندان هايي كه در تاريخ چند صد ساله اخير ايران هميشه مورد سرزنش تمامي ايرانيان قرار گرفته سلسله قاجار بوده است ، چرا كه با بي كفايتي و بي درايتي بیش از نیمی از اين سرزمين را به بيگانگان واگذار نمودند و در امانتي كه به دست آنان سپرده شد خيانتي فراموش ناشدني کردند. لذا ما ايرانيان براي حفظ تماميت ارضي کشور وظيفه خود مي دانيم با تمام وجود و با کاربرد تمامي ابزارهاي ممكن، امانت سپرده شده به خود را حفظ نماییم تا نه گزندي به كشور عزيزمان وارد گردد و نه در تاريخ به خيانت در امانت متهم گرديم. بنابر اين ما جوانان جبهه ملي ضمن دعوت از تمامي هموطنان، در روز 10 ارديبهشت ساعت 11 بامداد، همزمان با روز ملي خليج پارس ، به همراه ساير هم رزمان در برابر سفارت امارات گرد مي آييم تا اعتراض شديد خود را به گوش مسئولان آن شيخ نشين رسانده و اعلام نماييم که حتي اگر مسئولان جمهوری اسلامی در برابر گزافه گويي هاي آنها  سكوت كنند ، ملت ايران هرگز از يك وجب خاك خود نخواهد گذشت .

 

اشکان رضوی

افشین حسینی

اکبر فهیمی

امیر شریفی

امیر شیخ الاسلام

امین قلعه ای

ابراهیم مرادی

آرش رحمانی

آرش صدیقی

بهرام رحمانی وحید

بیژن جانفشان

پیام طیب زاده

پیمان عارف

تیرداد بنکدار

حامد آیینه وند

حامد عزیزی

حسین دهوس

حمید رضا خادم

رضا درودی

رضا رادفر

رضا عزیزی

رکسانا خلیل الله

ژیلا سربازی

سحر بذرافشان

سلمان سیما

سمیرا جمشیدی

شیوا نصر

شیوا نوجو

علی اسماعیل زادگان

علی حاج قاسمعلی

علی علیمحمدی

علی قادری

غلامرضا کاظم زاده

فاطمه رحمانی

فرهاد میرفتاحی

فریبا درودی

کاوه بقایی ماکان

مجید ستاری

محسن رهامی

محمد شوراب

مریم شاه حیدری

مونا مقدم

مهدی الیاسی

میثم نظمی

نادر تقی زاده

نیما ناصرآبادی

وحید نوذری

هوتن دولتی

هومن دولتی

 

 

+ نوشته شده توسط شورای سردبیری در شنبه هفتم اردیبهشت 1387 و ساعت 5:54 |

دعای مخصوص ایرانیان

1.      خداوندا 100 ملت آفریدی و ما را عضو هیچ کدام قرار ندادی تو را شکر می گوییم که اینگونه قدر خوشی نداشته را به ما فهماندی

2.      خداوندگارا همه ممالک دنیا را به سمت پیشرفت رهنمون شدی ، ما را عقب گرد فرمودی تو را شکر میگوییم که لذت زندگی در صدر اسلام و حتی جاهلیت قبل ار آن را به ما نمودی

3.      خداوندا اگر چه شکمهایمان گشنه است اگر چه حقوقی نمیگیریم اگر چه هزار آرزو در یک جیب و هزارتومان در جیب دیگر داریم تورا شکر میگوییم که ما را ازنعمتهای انرژی اتمی برخوردار خواهی کرد و ما را درچشم دشمنان حسود همچون خاری قراردادی .فقط خداوندا کاری نکن که ما را از چشم بیرون بیاورند و در زباله دان بیندازند

4.      خداوندا اگرچه ما را اجازه آزادی نفرمودی تو را شکر میگوییم که طعم تلخ اسارت در کشور خود را چشاندی که در عاشورا یاد بازماندگان خاندان پیامبر را عزیزتر بداریم

5.      خداوندا تو را شکر میگوییم که پول و ثروت را همه به عربستان دادی ولی در عوض ما را در اسلام ناب غوطه ور ساختی و اینگونه عدالت فرمودی

6.      خداوندا اگر آزادی نداریم اگر هر روز بر سرمان میکوبند لااقل چندین مجلس داریم و هر سال دعوت چوپانان جامعه را لبیک گفته رای می دهیم پروردگارا تو را شکر میگوییم که به ما انجام واجبات اعطا نمودی

7.      خداوندگارا تو را شکر می گوییم که به ما نجابتی همانند اسبان ، وفاداری همچون سگان ، اجماعی همچون گوسپندان و هوشی همچون ماهیان آموختی و بدین وسیله اشرف مخلوقات خود کردی

8.      گویند اگر کسی در عمر خود جهاد نکند و آرزوی آن را نیز نداشته باشد کفر ورزیده خداوندا تو را شکر می گوییم که 1000 دشمن برایمان آفریدی و هر روز به تعدادشان می افزایی طوری که هر روز مرگ خود را در مقابل چشم داریم و جز جهاد در راه تو راهی نداریم

9.      خداوندگارا وارثان سنت انیشتن را بر ما مسلط نمودی که دانشمان بسیار افزودند . پروردگارا به کدامین ملت اینگونه لطف نمودی که وارثان سنت دانشمندان را بر آنان رهبر قرار دهی

10.  خداوندا ملت ما گرسنه اند اگر چه نان نفت بر سر سفره ما نیاوردی ولی ما را نعمت کارت هوشمند دادی که اسراف نکنیم و اینگونه از گناهان بر حذر داشتی تو را شکر میگوییم

11.  پروردگارا اگر چه در این سی سال در کارخانه ها را یکسره بستی ولی در هزار مسجد گشودی تو را شکر می گوییم که معنویت را به ما هدیه دادی

12.  پروردگارا به دستان لرزان روشنفکران این مملکت بنگر ای تو که هر روز نعمت دیدن روز قیامت را به آنها ارزانی داشتی

13.  خدایا همه پا برهنه ایم ولی شادمان منتظر نیروگاه اتمی میمانیم تا دردمان دوا نماید تو را شکر میگوییم که دروازه های خیال را بر ما گشودی

14.  چنان پایه های شوکت ما را بلند نمودی که تمام مملکت فرنگ بر ما شوریدند . خداوندگارا تو را شکر می گوییم اما بد نیست کمی تعدیل می داشتی؟

هر چه بگویم کم است از محبتهای هر سال تو اما امسال ما را خواهشیست از درگاهت که بیا و بزرگی کن این همه نعمت را در این مکان متمرکز نکن که شاید از چشم زخم حسودان ما را گزندی رسد .بیا لطف کن این آبادگران را مملکتی دیگر محض عمران بنما ، اصلاح طلبان را سرزمین دیگری محض اصلاح از آسمان بفرست .لذت جهاد را بر امثال مردم عربستان بچشان . حماس را قیمی دیگر اعطا فرما . پول نفت مال تو ، ما را قدری میوه ارزان مرحمت کن . اتم را همه به امرای فرنگ ببخش از برای ما همان کمی آرامش مقدر فرما. تمدن 2500 ساله نمی خواهیم مردم ما را کمر فکر هوشمندانه عنایت فرما . چوپان نخواستیم گوسپندی ما را درمان نما.  خداوندا معنویاتمان چنان زیاد شده که پاسبانهای سر گذر قطاع الطریق گشته اند دیگر معنویت کافیست ما را کمی آزادی عنایت فرما . پروردگارا میبینی که هر چه تو نعمت می دهی ما به نصف قانع شدیم لطف بنما این نصفه را عنایت کن و لطف از این فراتر منما

 

 

+ نوشته شده توسط شورای سردبیری در شنبه سوم فروردین 1387 و ساعت 21:36 |

دست مزن! چشم، ببستم دو دست      راه مرو! چشم، دو پايم شكست

 

حرف مزن! قطع نمودم سخن              نطق مكن! چشم، ببستم دهن

 

هيچ نفهم! اين سخن عنوان مكن        خواهش نافهمی انسان مكن

 

لال شوم، كور شوم، كر شوم          ليك محال است كه من خر شوم

                         چند روی همچو خران زير بار؟                سر ز فضاي بشريت برآر

 

 

+ نوشته شده توسط شورای سردبیری در پنجشنبه نهم اسفند 1386 و ساعت 6:22 |

آیا میتوان به پیشرفت امیدوار بود؟

 

چند وقتی هست که یک مطلب راجع به کار گروهی و اینکه ما مردم ایران چقدر در این مساله موفق هستیم، ذهنم را مشغول کرده است.

مطلبی مانند اینکه چرا در طول این صد سال اخیر که جنبشهای روشنفکری حرکتهایی در مقاطعی مانند انقلاب مشروطه، جنبش ملی شدن صنعت نفت، انقلاب 57 و چندین حرکت دیگر که نیازی به بازگشایی مجدد در این مقال ندارد را انجام داده اند ولی تقریبا هیچکدام ختم به خیر نشده اند؟!

حتی به نوعی میتوان سالهای آغازین حکومت رضا شاه را در زمره آن مقاطعی به حساب آورد که روشنفکران با رضا شاه از در دوستی درآمدند، ولی بعد از مدتی مسیر حرکت به طور کلی عوض شد و تعدادی از همان یاران دیروز رضا شاه کشته، زندانی، تبعید و یا خانه نشین شدند!

به نظر من یکی از علل مهم این معضل بزرگ جامعه ما، بلد نبودن کار گروهی با یکدیگر است.

شما اگر کمی به اطرافتان دفت کنید به راحتی به این مساله پی میبرید.

کدام تیم ورزشی گروهی را در میهنمان دیده اید که به صورت منظم و تاکتیکی کار کند و این حرکت ادامه دار باشد؟

شاید در مقاطعی یک تیم ورزشی مانند فوتبال ایران در مقدماتی 1998 فرانسه و یا 2006 آلمان و همچنین بسکتبال در همین سال اخیر در آسیا و .......موفقیتهایی داشته است ولی ما هیچگاه به تکرار این پیروزیها نمیتوانیم دلخوش باشیم.

حال یک نظر به تیمهای انفرادی بیفکنیم:

کشتی، تکواندو، کاراته، تیر و کمان، وزنه برداری، دوچرخه سواری، جودو و چندین و چند ورزش انفرادی ما همیشه دارای مقام آسیایی و جهانی هستند و دائم در حال رشد میباشند.

از نمونه های دیگر، میتوان به رتبه های بسیار خوب دانش آموزان و دانشجویان ایرانی در المپیادهای علمی اشاره کرد.

ولی همین افراد بسیار سختکوش و نخبه، بعد از اینکه درسشان را با موفقیت پشت سر گذاشتند، در نظام تک روی جامعه حل میشوند و دیگر نشانی از آنها نمیبینید!

و یا در صورت زرنگ بودن و داشتن ارتباطات با دیگر کشورها، یک پذیرش از آنجا گرفته و به نوعی فرار را بر قرار ترجیح میدهند!

اگر بخواهیم در این مورد شاهد و مثال بیاوریم باز هم به تعداد زیادی برمیخوریم!

آخرین نمونه آن، تعداد زیاد وبلاگها میباشد که تقریبا رکورددار جهانی هستیم!

اگر کمی دقت کنیم، مشاهده میکنیم مردم ما، از بس که قدرت تحمل یکدیگر را ندارند به گوشه های تنهایی خزیده و در کنج اتاقهای خانه به تایپ افکار سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و یا خاطرات خود میپردازند و حاضر نیستند این افکار را به طریقی که به مسولان نظام هم برنخورد در جامعه و با همفکران خود در میان بگذارند!

فکر میکنید که روشنفکران ما از کجا برمیخیزند؟

از همین قشر وبلاگ نویس که کار گروهی را فراموش کرده اند!

حال میتوان با این فرهنگ تکرو به تغییر در جامعه امیدوار بود؟

 

ادامه دارد.........

+ نوشته شده توسط شورای سردبیری در چهارشنبه هشتم اسفند 1386 و ساعت 3:22 |

برگزاری جشن اسفندگان در تورنتو

 

در روز یکشنبه، به تاریخ 17 فوریه، انجمن دوستداران زرتشت با همکاری

،Art Accounting، Image At Source، Persian Circle

مجله شهروند و مهر ایران، برنامه ای به مناسبت روز زن، زمین و زایندگی (جشن اسفندگان)  در مرکز پریا در تورنتو برگزار نمود که برنامه ای درخور تامل و زیبا بود.

در قسمت ابتدایی برنامه که از ساعت 18:30 شروع شد، سخنران برنامه، آقای آرش آذر کلاه که از اولین مجریان رادیو و تلویزیون ملی ایران بود، با سخنانی بسیار زیبا و متین از مقام بانوی ایرانی قدردانی به عمل آورد.

گروه همسرایان کانون فرهنگی زرتشتیان ایرانی، دو قطعه مسم مسم (محلی ممسنی) و استو دو لا پومپا (محلی عاشقانه چک) را با زیبایی هر چه تمامتر در مرحله بعدی اجرا کردند.

در ادامه، از چند مادر و بانوی موفق از جمله فاطمه قیروانیان، شمسی شاهرخی (هنرمند نقاش ایرانی ساکن تورنتو) و......قدردانی به عمل آمد.

قسمتهای متنوع دیگری در این برنامه وجود داشت که میتوان به سرایش دو قطعه شعر به یاد ماندنی از سیمین بهبهانی و فریدون مشیری توسط بانو مهتاج کاویانی، توضیح در مورد روز اسفندگان یا سپندارمذ توسط بهرام بهرامی، تقدیر انجمن پریا از آقای آرش آذرکلاه و اجرای موسیقی سنتی اشاره کرد.

در پایان نیز، جمعیت حاضر در سالن، با اجرای زیبای موسیقی پاپ توسط فواد به دست افشانی و پایکوبی پرداختند.

این برنامه تا ساعت 23:30 به طول انجامید.

 

جاوید ایران

پاینده مهر ایرانی

+ نوشته شده توسط شورای سردبیری در چهارشنبه یکم اسفند 1386 و ساعت 10:5 |


Powered By
BLOGFA.COM